X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

مفسر

همه تلاش های پنج سال من به هدر رفت. هیچ کاری نتونستم برای نجات زندگی مشترکم انجام بدم. از یک سال پیش دیگه دوست نداشتم تلاش بکنم. کاملا خسته و مستاصل بودم. ازاینکه طرف مقابلم هیچ ارزشی برای زندگی و رابطه ما قایل نبود مایوس و دلسرد شده بودم. ولی تصمیم گرفتن اصلا اسون نبود چون زندگی دخترم دستخوش یک تغییر غیر قابل جبران میشد. واقعا سخت بود ولی بعد از توهین هایی که شد و رفتارهای غیر قابل تحملی که دیدم دیگه جایی برای چشم پوشی نبود. جدا شدم. همه چیز رو بخشیدم و دخترم رو برداشتم. او هم در مقابل دخترش رو با سکه عوض کرد. این قدر رذل و حقیر. دلم برای این همه پستی و رذالت گرفت همین